السيد علي الحسيني الميلاني

16

داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)

كينه بر دل داشت و بريدة بن حصيب نيز به همراه گروهى ديگر در اين مورد با خالد ، هم مسلك بودند . همين امر « بريده » را بر آن داشت تا به جاى همراهى با على عليه السلام در قالب سپاه خالد بن وليد عازم يمن شود . در روايات مربوط به اين ماجرا مىخوانيم : خالد و همفكرانش در جريان اين مأموريت ، رفتارى را از امام على عليه السلام مشاهده كردند كه به گمان آنان ، مىتوانست دستمايه‌اى براى مخدوش كردن وجهه آن حضرت باشد . از همين رو خالد نامه‌اى به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله نوشت و طى آن ، ماجرا را براى ايشان شرح داد . در اين راستا چهار تن از ياران خالد - كه بريده نيز در زمره آنان بود - هم پيمان شدند كه نامه خالد را به رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله برسانند و نزد ايشان از على عليه السلام بدگويى كنند . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله پس از خواندن نامه و شنيدن سخنان آنان ، به بريده رو كرد و فرمود : أ نافقت من بعدي يا بريدة ؛ اى بريده ! آيا پس از جدايى از من ، منافق شده‌اى ؟ آن گاه فرمود :